۱۳۸۷ مرداد ۱۹, شنبه

آموزش زبان فرانسه: اسم فاعل

اسم فاعل:

  • ساختن

اسم فاعل از افزودن –ant به ريشه ي فعل گذشته ي استمراري ساخته مي‌شود:

Etre : étant.        Apprendre : apprenant.

! دو اسم فاعل بي قاعده وجود دارد: ayant, sachant

  • کاربرد
  • به عنوان صفت، اسم فاعل هميشه به يک اسم مربوط است.

اما ثابت و غير قابل تغيير مي‌باشد (نشانه هاي مونث بودن و جمع بودن اسم توصيف شده را به خود نمي گيرد).

  • به عنوان فعل، پذيراي مکمل هاست.

Comme il n'était pas en bonne santé, il est allé consulter un médecin.

چون حال خوبي نداشت، به ديدن پزشک رفت.

N'étant pas en bonne santé, il est allé consulter un médecin.

او که حال خوبي نداشت به ديدن پزشک رفت.

! بکارگيري اسم فاعل بيشتر حالت ادبي دارد.

ژرونديف (gérondif)

ژرونديف با قرار گرفتن en پيش از اسم فاعل يک فعل ساخته مي‌شود.

فاعل يک فعل که به صورت ژرونديف آمده است، همان فاعل عبارت اصلي است:

En regardant ce pauvre Parisien, je me dis que la vie n'est pas toujours rose.

با نگاه به اين مرد پاريسي بيچاره، من به خود مي‌گويم که زندگي هميشه زيبا و راحت نيست.

En se promenant dans les rues, les villageois ont vu l'affiche annonçant la soirée- découverte.

با گردش در خيابان ها، روستاييان اعلاميه اي را مشاهده نمودند که شب بازگشايي و آشنايي را خبر مي‌داد.

  • ژرونديف به معناي يک قيد يا يک مکمل شرطي است و موارد زير را بيان مي‌کند:
  • همزماني:

او در حال آمدن، اطلاعيه اي را ديد. En venant, elle a vu l'affiche.

  • دليل:

با ديدن اطلاعيه تصميم گرفت در آن شرکت کند.
En voyant l'affiche, elle a décidé d'y assister.


  • وسيله:

با
خواندن فراوان است که کسي خواننده ي خوبي مي‌شود.
C'est en lisant beaucoup qu'on devient bon lecteur.

آموزش زبان فرانسه: نقل قول غير مستقيم و تطابق زمان ها

نقل قول غير مستقيم و تطابق زمان ها

  • نقل قول غير مستقيم (يا نقل قول گزارشي) توسط افعالي مانند, préciser, confirmer, rapporter, dire) (déclarer que زمان حال در نقل قول مستقيم به گذشته ي استمراري در نقل قول غير مستقيم تبديل مي‌شود:

بايد پزشکت را ببيني.         « Tu dois voir ton médecin »

او به وي گفت که مي‌بايست پزشکش را ببيند. Elle lui a dit qu'il devait voir son médecin →

آينده در نقل قول مستقيم به حال شرطي در نقل قول غير مستقيم تغيير مي‌کند:

من در پايان بعدازظهر باز خواهم گشت.     « Je rentrerai en fin d'après- midi.»

→Il lui a déclaré qu'il rentrerait en fin d'après- midi.

او به وي اعلام کرده است که در پايان بعدازظهر باز مي‌گردد.

  • غالبا لازم است ضماير شخصي، صفات ملکي و قيدهاي زمان را جابجا کرد.
  • اگر شخص کارهاي مختص خود را گزارش دهد، تنها نشانه هاي زماني تغيير مي‌کنند:

من فردا با دوستانم باز خواهم گشت.     Je reviendrai demain avec mes amis.

←من به آنان گفته ام که فرداي آنروز با دوستانم بازمي گردم.

→Je leur ai dit que je reviendrais le lendemain avec mes amis.

  • اگر شخص ديگري اعمال را گزارش کند، ضماير، ملکي ها و قيدهاي زمان تغيير خواهند کرد:

من فردا با دوستانم باز خواهم گشت. Je reviendrai demain avec mes amis.

← او به آنها گفته است که فرداي آنروز با دوستانش باز مي‌گردد.

→Il leur a dit qu'il/ elle reviendrait le lendemain avec ses amis.

! Dans trois jours → trois jours plus tard.

پس از سه روز ديگر→ تا سه روز ديگر

La semaine dernière → la semaine précédente.

هفته ي پيش→ هفته ي گذشته

آموزش زبان فرانسه: بدون حرف تعريف!

بدون حرف تعريف!

پيش از يک مکمل ايمي که بيانگر يک حرفه، يک محتوا يا يک مقصد، حرف تعريف استفاده نمي شود:

  • مواد/ خوراکي: يک کرم از مارچوبه، يک ديوار سنگي    une crème d'asperges, un mur en pierre
  • محتوا: يک فنجان جوشانده         une tasse de tisane
  • قصد/کاربرد: يک غذاي اصلي:        un plat de résistance

آموزش زبان فرانسه: منفي کردن دوگانه

منفي کردن دوگانه: ni ...ni....

اين ساختار براي مرتبط ساختن دو جزء منفي کاربرد دارد. در اين ساختار ne حفظ مي‌شود.

Je ne tolère ni les asperges ni les herbes.     من نه مارچوبه را تحمل مي‌کنم و نه اين علف را.

Je ne suis ni pessimiste ni optimiste.     من نه بدبين هستم و نه خوشبين.

! Je ne mange pas de poisson, pas de viande.

Je ne mange ni poisson ni viande.

! Moi, je n'aime pas le poisson et je n'aime pas la viande.

Moi, je n'aime ni le poisson, ni la viande.

! بعد از دو فاعل که با ساختار ni ...ni... به هم مربوط شده باشند، فعل به صورت جمع بکار خواهد رفت:

Ni Bernard, ni Corinne ne sont satisfaits de leur soirée d'ouverture.

نه برنارد و نه کورين، از شب بازگشايي شان راضي نيستند.

آموزش زبان فرانسه: زمان حال شرطي

زمان حال شرطي

  • ساختن

+ ريشه ي فعل آينده ي ساده

اجزاي پاياني گذشته ي استمراري

Je ser-/ prendr-/pourr-

Tu ir-/ verr-/saur-

...

Ils/ elles voudr-/ aur-/fer-

ais

ais

...

aient


 

  • كاربرد

وجه شرطي براي كاهش دادن شدت يك اظهار استفاده مي‌شود. اين وجه رخدادها را ممكن و نه حتمي معرفي مي‌كند. همچنين از حالت دستوري بودن استنادات، درخواست ها و دستورها مي‌كاهد:

ساكنان روستا را دعوت خواهيم كرد.     On inviterait les gens du village.

بنابراين وجه شرطي براي موارد زير مورد استفاده قرار ميگيرد:

  • براي بيان درخواست هاي مودبانه:

مايلم مستقيما غذاي اصلي را بخورم.         J'aimerais prendre le plat de résistance directement.

  • براي طرح پيشنهادات و توصيه هاي دوستانه:

نظرتان در مورد خامه ي ماهي آزاد چيست؟        Qu'est- ce que vous diriez d'une mousse de saumon ?

! در اين اظهارات، در بيشتر موارد افعال devoir, pouvoir, aimer, vouloir در وجه التزامي ديده مي‌شوند.

! با تغير دادن لحن و آهنگ صدا، مي‌توان برخي توصيه ها را به سرزنش تبديل كرد:

مي تواني اتاقت را تميز كني!         Tu pourrais ranger ta chambre !

زمان حال شرطي و ساختارهاي فرضيه اي

حال شرطي اجازه ي نظريه پردازي مي‌دهد:

Tu serais bien en responsable de communication.             به عنوان مسئول ارتباطات برازنده خواهي بود.

Ça m'étonnerait que vous ayez beaucoup de monde !             باعث تعجب من است اگر مراجعين زيادي داشته باشيد!

  • مي توان بر اساس يک شرط خيالي يک نتيجه گيري نظري کرد:

(نظريه) نتيجه (شرط) گذشته استمراري + si

Si tu ratais ton bac, nous ne serions pas contents.    اگر در گرفتن ديپلم ناموفق باشي، ما خوشحال نخواهيم بود.

بيشتر بدانيم:

زمان حال شرطي مي‌تواند بيانگر زمان آينده در گذشته باش:

Il a promis à ses parents qu'il leur téléphonerait dès son arrivée.

او به والدينش قول داد که به محض رسيدن به آنها تلفن بزند.

۱۳۸۷ مرداد ۱۲, شنبه

آموزش زبان فرانسه: حروف ربطي كه وجه التزامي بدنبال دارند

وجه التزامي پس از برخي حروف ربط استفاده مي‌شود:
Pourvu que, afin que, pour que, avant que, à condition que, à moins que, jusqu'à ce que, bien que.
به شرط آنكه آنها چيزي نشكنند ! (آرزو) Pourvu qu'ils ne cassent rien ! (Souhait)
تا زماني که شما برگرديد، من اينجا مي‌مانم. (زمان) Je reste ici jusqu'à ce que vous reveniez. (Temps)
بوفه رد نخواهد شد مگر آنكه آنرا از هم باز كنيد. (محدود كردن)
Le buffet ne passera pas à moins que vous le démontiez. (Restriction)
به شرط آنكه شما آنرا از هم باز كنيد، رد خواهد شد. (شرط: اگر شما آنرا از هم باز كنيد)
Il passera à condition que vous le démontiez. (Condition : si vous le démontez)

آموزش زبان فرانسه: ساختن قيد

ساختن قيدهاي ment–

Avec + اسم در برخي حالات معادل قيدي از قيدهاي ment– مي‌باشد؛ قيدهايي كه در حالت كلي از صفت مونث اسم مربوطه ساخته مي‌شوند:

به آرامي = با آرامش avec calme= calmement

شادمانه = با شادي avec joie= joyeusement

ملاحظه كارانه = با ملاحظه avec discrétion = discrètement

! به قيدهايي كه از صفات مذكر پايان يافته -ent و -ant ساخته مي‌شوند، توجه داشته باشيد.

اين قيدها با دو m نوشته مي‌شوند:

avec patience با حوصله (patient) شخص با حوصله = patiemment: همچنين évidemment به طور آشكار, méchamment با

آموزش زبان فرانسه: حرف اضافه

حرف اضافه ي sans

موارد زير مي‌تواند بدنبال sans قرار بگيرند:

  • يک اسم با و يا بدون حرف تعريف:

بدون تردبد، بي شبهه اي از شک Sans doute, sans l'ombre d'un doute

من آنرا بي اشتباه انجام خواهم داد. اين موقعيت نااميد کننده است.

Je le ferai sans faute. Cette situation est sans espoir

  • يک مصدر:

اينجا بمانيد، بدون حرف و بي حرکت. Rester ici sans parler et sans bouger.


بيشتر بدانيم:

وقتي بخواهيم پس از sans از اسم استفاده کنيم چنانچه اسم مورد نظر داراي حرف تعريف نا معين يا حرف تعريف بخش نما باشد، اين حرف هاي تعريف حذف مي‌شوند:

او بي کار است. Il est sans travail.

قهوه ام را بدون شکر مي‌نوشم. Je bois mon café sans sucre.

آموزش زبان فرانسه: مصدر

مصدر

هنگاميکه فاعل براي هر دو فعل يکي باشد، دومين فعل به صورت مصدر خواهد بود:

او نمي خواهد که بوفه را از هم باز کند. Il ne veut pas démonter le buffet.

  • همچنين مي‌توان از مصدر پس از افعال غير شخصي در ساختارهاي با ارزش عمومي بهره گرفت:

بايد به يکديگر کمک کنيم. Il faut s'entraider.

نبايد هر چيزي را که به شما گفته مي‌شود باور کنيد. Il ne faut pas croire tout ce qu'on vous dire.

بيشتر بدانيم:

  • پس از حروف اضافه به استثناي en، مصدر به کار مي‌رود:

من به مطالعه کردن قبل از خواب عادت دارم. J'ai l'habitude de lire avant dormir.

  • مصدر مي‌تواند به عنوان فاعل نيز به کار رود:

سيگار کشيدن براي سلامتي مضر است. Fumer est mauvais pour la santé.

آموزش زبان فرانسه: زمان ها-4

وجه التزامي

ساختن

  • دو شخص اول جمع وجه التزامي به همان شکل زمان گذشته ي استمراري مي‌باشند:

لازم است که شما بياييد. Il faut
que vous veniez.


  • چهار شخص ديگر به کمک ريشه فعل سوم شخص جمع زمان حال افعال ساخته مي‌شوند:
    ... ,peign-, boiv-, vienn-

لازم است که آنها بيايند و اين روستا را ببينند. Il faut qu'ils viennent et voient ce village.

  • اجزاي پاياني قاعده مند هستند: .-ent, -iez, -ions, -e, -es, -e

! ساختار هاي بي قاعده:

Que je sois من باشم, que j'aie من داشته باشم, que je puisse من بتوانم , que je veuille بخواهم, que j'aille بروم , que je fasse انجام بدهم , que je sache بدانم ,que ça vaille ارزش داشته باشد , qu'il faille لازم باشد

  • کاربرد وجه التزامي:

وجه التزامي در جملات پيرو، بعد از افعالي که موارد زير را بيان نمايند بکار مي‌رود:

  • خواسته و آرزو: من نمي خواهم که آنرا خراب
    کنند.
    Je ne veux pas qu'on l'abîme.

  • اجبار: لازم است که ما را ببينيد. Il est nécessaire que vous passiez nous voir.
  • شک و ترديد: من گمان نمي کنم که از عهده ي آن برآيند. Je ne cois pas qu'ils puissent y arriver.

  • احساس و ارزشيابي: من خوشحالم که او اينجا باشد. Je suis content qu'il soit là.
  • امکان: ممکن است که او بيايد. Il est possible qu'il vienne.


بيشتر بدانيم:

وجه التزامي نيز مي‌تواند به تنهايي به کار گرفته شود؛ در اين صورت اين وجه ارزش وجه امري را خواهد داشت و هميشه پس از que خواهد آمد:

هيچ کس خارج نشود! Que personne ne sorte !